الشيخ محمد هادي معرفة
15
ولايت فقيه (فارسى)
زيرا در ديگر جوامع ، حتى جوامع اسلامى غير شيعه ، مسألهاى به نام « امامت » مطرح نبوده و نيست . و تنها مسألهء خلافت و حكومت كه براساس غلبه و قدرت و نيرنگهاى سياسى استوار است ، مطرح مىباشد . از همان دوران كه امثال معاويهها بر مسند حكومت - با نام خلافت - تكيه زدند و در حققت شيوههاى حكومت قيصرى و خسروى را پيشهء خود قرار دادند ، حكومت اسلامى فاقد ويژگى اصيل خود گرديد . و اين خود بزرگترين اهرمى شد كه مدعيان جدايى دين از سياست ، از آن بهره جويند و دليل روشن و عينى را براى اثبات دعوى خويش إرائه دهند . انديشه جدائى دين از سياست مدعيان جدايى دين از سياست ، با تكيه به أهرم ياد شده از دو ديدگاه ، طرح خود را ارائه مىدهند . 1 - استقلال عقل در امور دنيوى خداوند به انسان ، انديشه و خرد داده ، تا راه زندگى را در اين جهان براى خود هموار سازد و به كارهاى دنيوى خود سامان دهد و در كنار آن ، شريعت را فرستاده ، تا انسان را در تكامل معنوى و پيشبرد جنبههاى روحى يارى دهد و راه آخرت را برايش هموار نمايد . ازاينرو انسان در سامان دادن به امور دنيوى خويش استقلال دارد ، و شريعت هيچگونه دخالتى در آن ندارد . زيرا خداوند با موهبت عقل كه بر انسان ارزانى داشته ، او را در امور مربوط به عقل ، به خود واگذاشته است و او خود مىتواند آنچه را كه صلاح وى است دريابد و نيازى به كمك و يارى شريعت ندارد . از جمله امور دنيوى ، حكومت و سياست است كه در رابطه با ساماندهى وضع زندگى و حيات دنيوى است و به خود انسان مرتبط مىگردد . 2 - دين مظهر رحمت جهان شمول الهى دين مظهر رحمت جهان شمول الهى است و با درون انسانها سروكار دارد و مرز و حدّى نمىشناسد و هرگونه فرقهگرايى و گروهبندى يا گرايش نژادى و اقليمى را